من برای سالهای بعد می نویسم
سالها بعد چشمان تو عاشق می شوند
افسوس که قصه ی مادر بزرگ درست بود
همیشه یکی بود یکی نبود
--------------------
من اگر دفتر نفرین شده اندوهم اگر از نسل گلی هـرزه به روی کوهم اگر از کل جهان وارث یک احساسم تو همان آدمک چوبی پیمان شکنی که فقط لایق آتش زدني