لحظه ي مُردنم بيا - اون لحظه که جون ميکنم
اون لحظه که بدون تو - ميان منو ميبَرَنم
بيا و دستامو بگير - دستايي رو که يخ زده
تا باورت شه تنهايي - براي مُرده هم بده
چه خوش خيالي دل من - خيال ميکردي که مياد
داري ميميري و هنوز - فکر ميکني تو رو ميخواد
آخه دلم ساده نباش - تو مُردي و نيومدش
آخه چقدر صبوري که - نشستي باز متنظرش
چقدر دلم ميخواست گلم - بشي يه روز مال خودم
لحظه ي مُردنم که شد - تو دستاي تو جون بدم
دلم ميخواست که بعد مرگ - با اشکاي تو پاک بشم
نه اينکه اينقَدَر غريب - تو رو نديده خاک بشم
مثلا ميشه يه اموزش بذارين كه چجوري كلمه يخ رو به اين زيبايي درست كردي؟
اخه من تازه كارم