-------------------- دوباره باز خواهم گشت... نمی دانم چه هنگام٬از کدامین راه... ولی یکبار دیگر باز خواهم گشت... و چشمان تو را با نور خواهم شست... به دیوار حریم عشق یکبار دگر٬من تکیه خواهم کرد... رسوم عشق ورزی را دوباره زنده خواهم کرد... به نام عشق و زیبایی٬دوباره خطبه خواهم خواند...
گلپونه هاي وحشي دشت اميدم ، وقت سحر شد خاموشي شب رفت و فردايي دگر شد من مانده ام تنهاي ، تنها من مانده ام تنها ميان سيل غمها ****
گلپونه هاي وحشي دشت اميدم ، وقت جداييها گذشته باران اشكم روي گور دل چكيده بر خاك سرد و تيره اي پاشيده شبنم من ديده بر راه شما دارم كه شايد سر بر كشيد از خاكهاي تيره غم ****
من مرغك افسرده اي بر شاخسارم گلپونه ها ، گلپونه ها چشم انتظارم ميخواهم اكنون تا سحر گاهان بخوانم افسرده ام ، ديوانه ام ، آزرده جانم ****
--------------------
دوباره باز خواهم گشت...
نمی دانم چه هنگام٬از کدامین راه...
ولی یکبار دیگر باز خواهم گشت...
و چشمان تو را با نور خواهم شست...
به دیوار حریم عشق یکبار دگر٬من تکیه خواهم کرد...
رسوم عشق ورزی را دوباره زنده خواهم کرد...
به نام عشق و زیبایی٬دوباره خطبه خواهم خواند...